سیاهی پنهان در رفتار مجازی

گودرز صادقی هشجین
در شبکههای اجتماعی، برخی افراد بهطور مکرر پیامها یا ارجاعات منفی منتشر میکنند. شدت و گستره این پیامها گاهی به حدی است که به شکل حمله به کل بشریت بروز میکند؛ انسانها بهعنوان موجوداتی آلوده، غیرقابل اعتماد، بیوفا و ناتوان تصویر میشوند. در موارد دیگر، این اتهامها ممکن است متوجه ملیت، قومیت، گروه مذهبی یا سیاسی خاصی باشد و تعمیمدهنده و سرزنشگرانه بهنظر برسند. چنین محتوایی نه تنها دیدگاههای سازنده و امیدبخش را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه به شکل بالقوه باعث افزایش یاس، بدبینی، انزوا و حتی افسردگی در مخاطبان میشود. پیامهای مداوم منفی، فضای اجتماعی را تیره میکنند و احساس توانایی افراد برای اصلاح و بهبود وضعیت موجود را تضعیف میکنند، بهجای آنکه نشاط، انگیزه و امید ایجاد کنند. در واقع، این نوع رویکرد میتواند به یک چرخه معیوب منجر شود که در آن افراد بیشتر در برابر جهان پیرامون بیاعتماد و منزوی میشوند و جامعه نیز از کاهش مشارکت و همدلی آسیب میبیند.
در کنار اثرات روانی و اجتماعی پیامهای منفی و پرخاشگرانه، پژوهشهای روانشناختی نشان دادهاند که ویژگیهای عمیقتر شخصیتی فرد نیز نقش مهمی در شکلگیری چنین رفتاری دارند. محققان در حوزه روانشناسی شخصیت سالهاست به بررسی ارتباط میان صفات شخصیتی و رفتارهای تهاجمی یا ناهنجار در فضای مجازی پرداختهاند. یکی از رویکردهای شناختهشده، بررسی نقش ویژگیهای تاریک شخصیت (Dark Traits) شامل سادیسم، نارسیسیسم، روانپریشی و ماکیاولیگری است که بهعنوان «چهارگانه تاریک» (Dark Tetrad) در ادبیات روانشناسی مطرح میشوند. این ویژگیها با افزایش احتمال بروز رفتارهای خصمانه و خشونتآمیز در فضای آنلاین ارتباط معناداری نشان دادهاند. مطالعات متعدد به این نتیجه رسیدند که افرادی که در آزمونهای استاندارد نشاندهنده سادیسم و روانپریشی هستند، بیشتر گرایش به ارسال پیامهای تحریکآمیز، توهینآمیز یا مخرب در شبکههای اجتماعی دارند، رفتاری که در واژههای رایج به آن «ترولینگ» یا «حمله آنلاین» گفته میشود. این ارتباط حتی پس از کنترل سایر عوامل شخصیتی و جمعیتی پابرجاست و نشان میدهد چنین رفتارهایی صرفاً محصول موقعیت یا لحظه نیستند، بلکه بازتاب الگوهای شخصیتی پایدار هستند.
آنچه از فرد ساطع میشود و نگاهی که نسبت به بشریت ایجاد میکند، بازتابی مستقیم از دنیای درونی و تجربههای روانی اوست. دنیای بیرون، در حقیقت، آینهای از درون آدمی است؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. کسی که دیگران را سیاه و آلوده میبیند، ممکن است بخشی از همان سیاهی و خصومت را در درون خود تجربه کند و ناخودآگاه آن را به دیگران نسبت دهد. این پدیده با اصل روانشناختی انتقال (projection) قابل توضیح است، جایی که فرد تمایلات، ترسها یا جنبههای منفی خود را در دیگران میبیند و آنها را واقعی و بیرونی میپندارد. به بیان سادهتر، همان ضربالمثل قدیمی که میگوید «کافر همه را به کیش خود پندارد» نیز در مورد این افراد موضوعیت دارد: نگرش منفی و خصمانه آنها نسبت به دیگران، تصویری است که از خود و ساختار روانیشان میسازند و سپس آن را به جهان بیرون منعکس میکنند. بررسی محتوای پرخاشگرانه و منفی منتشرشده، نه فقط بهعنوان رفتاری ناهنجار، بلکه بهعنوان دریچهای برای فهم جهانبینی و ساختار روانی ارسالکننده اهمیت پیدا میکند.
برای کاهش و جلوگیری از گسترش چنین محتواهایی، لازم است از تأیید و بازخورد مستقیم یا غیرمستقیم که میتواند احساسات منفی فرد را تقویت کند، خودداری شود. به عبارت دیگر، انتشار محتوای آسیبرسان نباید با تشویق، لایک، یا پاسخهای عاطفی واکنشزده شود. در صورتی که فرد همچنان به انتشار پیامهای منفی ادامه دهد، بهترین رویکرد اجتناب از خواندن یا تعامل با آنهاست. حتی بازخوردهای منفی مستقیم میتوانند به تقویت رفتار پرخاشگرانه منجر شوند، چرا که فرد ممکن است آنها را بهعنوان نوعی توجه یا تعامل تلقی کند. ایجاد چنین فضای ایزولهای به فرد فرصت میدهد تا به صورت طبیعی دریابد که ارسال محتوای مخرب فاقد خریدار و اثر واقعی است و در نتیجه، انگیزهاش برای ادامه کاهش مییابد. این رویکرد، مبتنی بر یافتههای روانشناسی رفتاری و اجتماعی، هم به کاهش انتشار پیامهای منفی کمک میکند و هم سلامت روانی جامعه و مخاطبان را حفاظت میکند.