تقصیر خود ما چیست؟

گودرز صادقی هشجین
در تاریخ همیشه افتخارات برای پادشاهان بوده و تودههای مردم فراموششده تاریخاند… این درست. ولی واقعیت این است که هر اتفاق بدی هم که افتاده، به پای حکام نوشته شده است، انگار نهانگار که همه در آن نقش داشتهاند،. آیا هیتلر خودش به تنهایی جنایت میکرد یا از مساعدت ملت آلمان برخوردار بود؟ آیا استالین خودش آنچنان قوی بود که سبک فکریاش را به دیگران تحمیل بکند؟ آیا چاپلوسیها و محافظهکاریها و منفعتطلبیها و سوءاستفادهها و… که دیگران مرتکب میشدند، جایی در ستم ستمکاران نداشته است؟
این غفلت از خود، امروز متوجه ما ایرانیان هم هست. هر فلاکتی را به راحتی به دستگاه اداری فشل نسبت میدهیم و وجدان خود را راحت میکنیم. سیل و زلزله و… که میآید، شروع میکنیم به نالیدن از بیعرضگی مسئولین… فلانجا اگر استاندار مرخصی نرفته بود، اینطور نمیشد. اگر سیستم درست بود، اینهمه دزدی و اختلاس رخ نمیداد… اگر شهرداری در فلانجا تراکم نمیفروخت، موقع سیل آنهمه فاجعه در فلان شهر رخ نمیداد. دریغ از اینکه ابزار به دستمان بگیریم و داوطلبانه به کمک فاجعهدیدهها بشتابیم. دریغ از اینکه اگر سرمایهای کافی داریم، کودک یتیمی را به فرزندخواندگی بپذیریم. فقط اشک تمساح ریختن و فرافکنی… اینکه بگوییم سیستم و حکومت نقص دارند، الزاما غلط نیست ولی… قبول دارید که همین سیستم هم ساخته دست من و توست؟
آیا وقتی که کمبود آب پایتخت را تهدید به تعطیلی میکند، از میزان مصرف آب خود کم میکنیم؟ وقتی که هوا آلوده است، از سوار شدن به ماشین خود به صورت تکسرنشین دست میکشیم؟ آیا خودمان در وسع خود به قانون و اخلاق و عرف پایبندیم؟ کوچه یکطرفه را خلاف نمیرویم؟ نوبت را در صفها رعایت میکنیم؟ وقتی وارد ادارهای میشویم، دنبال آشنایی برای راهاندازی کارمان سریعتر از دیگران به دست و پا نمیافتیم؟ اگر دانشجو هستیم، در امتحان تقلب نمیکنیم؟ اگر معلم هستیم، محصلها را به کلاس خصوصی خود سوق نمیدهیم؟ اگر مغازهدار هستیم، در حد خودمان احتکار و کمفروشی و گرانفروشی نمیکنیم؟ آیا در هشت ساعت وقت اداره به بهانه اینکه دولت حقوق کافی به ما نمیدهد، کمکاری نمیکنیم؟
این سؤالها بازتابی از جزئیات رفتارهای فردی و اجتماعی ماست که تأثیر مستقیمی بر شکلگیری سیستمهای عمومی و حکومتی دارند. درست است که تک تک آحاد جامعه توان شکلدهی به جامعه بهتری را ندارد، اما در عمل، همه ما با اعمال و انتخابهایمان در سرنوشت جمعی نقش داریم. چطور ممکن است از سیستم انتقاد کنیم، در حالی که رفتارهای خود ما میتواند مستقیماً به فساد، ناکارآمدی یا بیعدالتیهای اجتماعی دامن بزند؟ انتظار داریم که به قوانین و اخلاق احترام گذاشته شود، اما در عمل، خودمان در بسیاری از مواقع آنها را نادیده میگیریم. شاید در نظر اول رعایت نکردن یک قانون کوچک در خیابان یا در اداره مسئله بزرگی به نظر نیاید، اما وقتی که این بیتوجهیها در سطح جامعه گسترده میشوند، به ساختاری بینظم و غیرقانونی تبدیل میشوند که در نهایت به مشکلات بزرگتر منجر میشود.
نقطهضعف ما ایرانیان در نگاه به مشکلات اجتماعی و سیاسی نمایان است؛ همیشه تقصیر را به گردن دیگران میاندازیم، به جای اینکه ابتدا خود را در برابر آن مسئول بدانیم. چرا که «همهی ما» بخشی از این سیستم هستیم. اگر واقعاً میخواهیم میهن ساخته شود، باید از خود شروع کنیم. باید در رفتار فردی و جمعیمان تغییر ایجاد کنیم، وگرنه هیچ اصلاحاتی از بالای سرمان به راحتی به نتیجه نخواهد رسید. مسئولیت جمعی از مسئولیت فردی آغاز میشود. هر یک از ما میتوانیم نقطهی شروعی باشیم برای تغییر، نه فقط در زندگی شخصیمان بلکه در جامعهای که در آن زندگی میکنیم. در هر کجا که فساد، بیعدالتی یا بیتوجهی وجود دارد، باید از خود بپرسیم که آیا در ایجاد یا ادامه آن شرایط نقشی داشتهایم؟
انتقاد از دیگران آسان است، اما مسئولیتپذیری نسبت به خود و اعمالمان به مراتب سختتر است. وقتی که خودمان به عنوان فردی متعهد به ارزشهای اخلاقی و قانونی عمل میکنیم، شاید تأثیر مستقیم بر تغییرات اجتماعی نداشته باشیم، اما قطعاً به محیط اطرافمان و دیگران این پیام را میدهیم که تغییر ممکن است، و هر یک از ما میتوانیم بخشی از این تغییر باشیم. اگر هر فردی در جامعه خود را موظف به رعایت حقوق دیگران، احترام به قانون و تلاش برای بهبود شرایط کند، آنوقت میتوانیم به تغییرات واقعی در جامعه امیدوار باشیم. پس تا زمانی که خود را نساختهایم و رفتارهای مثبت را در زندگی خود پیاده نکردهایم، نمیتوانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که شرایط را تغییر دهند.
در نهایت، انتقاد از دیگران بدون خودارزیابی و تلاش برای اصلاح رفتار خود به هیچ نتیجهای نخواهد رسید. جامعهای که در آن افراد از خودشان حساب نکشند، به سمت اصلاح نخواهد رفت. از جمع جبری گناهان و خطاهای ماست که فجایع بزرگ شکل میگیرند.