منوی دسته بندی

نمی‌توانم ننویسم!

«گودرز صادقی هشجین» هستم، متولد ۱۳۴۲‌؛ از نسلی که خیلی زودتر از موعد، با تاریخ رودررو شد. نه با انتخاب آگاهانه، بلکه با اجبار زمانه.

تحصیلات دانشگاهی‌ام ربطی به ادبیات ندارد. سال‌ها در حوزه‌ای کار کرده‌ام که بیشتر به عدد، نظم و قاعده و ساز و کار متکی است تا خیال. با این‌همه، همیشه حس کرده‌ام زندگی واقعی من جایی بیرون از این چارچوب‌ها جریان دارد؛ جایی میان تجربه، حافظه و زبان.

وقتی جنگ آغاز شد، داوطلبانه رفتم. نه با تصور قهرمانی، نه با روایت‌های بزرگ. جنگ برای من بیشتر از آن‌که میدان افتخار باشد، میدان دیدن بود؛ دیدن آدم‌هایی که در شرایط جدی، شبیه‌ترین و غریب‌ترین نسخه‌ی خودشان می‌شوند. آن تجربه، سال‌ها بعد، آرام و بی‌سر و صدا، به زبانم برگشت.

چهار سال از جوانی‌ام را در اروپا گذراندم. تجربه‌ای که نه مرا غربی کرد و نه شرقی‌تر؛ فقط فاصله‌ای به من داد تا بعدتر بفهمم «بازگشت» همیشه ساده‌تر از «ماندن» است، و هیچ جغرافیایی تضمین معنا نیست.

امروز استاد دانشگاه‌ام. تدریس می‌کنم، اما بیش از آن، گوش می‌دهم؛ به نسل‌هایی که سوال‌هایشان شبیه ماست، اما پاسخ‌های آماده‌ی ما دیگر به کارشان نمی‌آید.

به ادبیات و رمان علاقه‌مندم، نه به‌عنوان سرگرمی، بلکه به‌مثابه راهی برای فهمیدن. نوشتن را دیر شروع کرده‌ام؛ آگاهانه دیر. وقتی که هیجان جای خودش را به تردید داده، و یقین‌ها ترک برداشته‌اند. تازه شروع کرده‌ام به نوشتن و انتشار، نه برای اثبات چیزی، بلکه برای ثبت آنچه مانده است.

من نویسنده‌ی حرفه‌ای نیستم؛ اما انسانی هستم که دیگر نمی‌تواند ننویسد.

ادمین وب‌سایت
در سال ۱۳۴۲ تو شهر هشجینِ استان اردبیل به دنیا اومدم. دکترای عمومی خودمو از دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه و دکترای تخصصی رو از دانشکده داروسازی دانشگاه اوترخت هلند گرفتم و در حال حاضر استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *