منوی دسته بندی

آیا ایدئولوژی مفید است یا مضر ؟

گودرز صادقی هشجین

بحث درباره ایدئولوژی در دنیای امروز دوباره زنده شده است؛ برخی آن را منبع معنا و هویت می‌دانند، برخی سرچشمه خشونت و بدبختی بشر. در این نوشتار تلاش می‌شود تصویری روشن‌تر از ایدئولوژی، کارکردهای آن، انتقادهای وارد بر آن و علت اینکه چرا یک ایدئولوژی واحد می‌تواند رفتارهای متضاد در میان پیروانش ایجاد کند، ارائه شود.

ایدئولوژی چیست؟

ایدئولوژی مجموعه‌ای از ایده‌ها، ارزش‌ها و تفسیرهای جهان است که به انسان کمک می‌کند بفهمد جهان چگونه کار می‌کند و چه چیزی درست یا نادرست است. ایدئولوژی‌ها معمولا یک جهان‌بینی ارائه می‌دهند، مشکلات اجتماعی را تبیین می‌کنند، نوعی راه‌حل یا برنامه عمل پیشنهاد می‌دهند و هویت فردی و جمعی ایجاد می‌کنند. لیبرالیسم، مارکسیسم، ناسیونالیسم، اسلام سیاسی، فمینیسم و ده‌ها مورد دیگر، همگی ایدئولوژی هستند؛ یعنی چارچوب‌هایی که معنا، جهت و کنش را سازمان‌دهی می‌کنند.

آیا انسان می‌تواند بدون ایدئولوژی زندگی خوبی داشته باشد؟

در ظاهر بله، اما در واقع انسان نمی‌تواند کاملاً بی‌چارچوب زندگی کند. حتی افرادی که خود را «غیرایدئولوژیک» می‌دانند نیز بر اساس مجموعه‌ای از ارزش‌ها و باورهای پایه رفتار می‌کنند: عدالت، آزادی، خانواده، دین، لذت، سود، امنیت یا هر چیز دیگر. با این حال، انسان می‌تواند بدون یک ایدئولوژی خشک و منسجم زندگی سالمی داشته باشد. بسیاری از مردم امروز آمیزه‌ای از ارزش‌های انعطاف‌پذیر دارند، و همین امر آنان را کمتر گرفتار تعصب و دگم می‌کند. بنابراین زندگی خوب لزوماً نیازمند یک ایدئولوژی سفت‌وسخت نیست، اما بدون نوعی چارچوب ارزشی نیز ممکن نیست.

آیا بدبختی‌های بشر از ایدئولوژی ناشی می‌شود؟

این دیدگاه، که در عصر ما بسیار تکرار می‌شود، تنها نیمی از حقیقت را بیان می‌کند. بسیاری از فجایع قرن بیستم، از فاشیسم تا استالینیسم، با ایدئولوژی‌های مطلق‌گرا پیوند داشتند؛ ایدئولوژی‌هایی که ادعا می‌کردند حقیقت مطلق در اختیار آنان است، و همین موجب جنگ، سرکوب و خشونت شد. با این حال، در سوی دیگر، برخی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های بشر نیز از دل ایدئولوژی بیرون آمده‌اند: لیبرالیسم و حقوق بشر، سوسیال‌دموکراسی و دولت رفاه، فمینیسم و حقوق زنان، جنبش‌های ضد استعمار و استقلال ملت‌ها. بنابراین مشکل، وجود ایدئولوژی نیست؛ مشکل، ایدئولوژی‌های تعصب‌آلود است.

چرا پیروان یک ایدئولوژی واحد رفتارهای متضاد دارند؟

پدیده‌ای که در همه ادیان، مکاتب سیاسی و حتی جنبش‌های سکولار قابل مشاهده است: دو نفر به اسلام، مسیحیت، مارکسیسم یا ناسیونالیسم معتقدند، اما یکی صلح‌جوست و دیگری ستیزه‌جو. این تضاد از کجا می‌آید؟

یکم – تنوع تفاسیر: هیچ ایدئولوژی‌ای یک‌دست نیست. هر متن یا سنت، بخش‌های گوناگونی دارد. برخی افراد بر بخش‌های رحمت، عدالت و مدارا تأکید می‌کنند؛ برخی دیگر بر مبارزه، مقاومت یا مرزبندی.

دوم – شرایط اجتماعی و تاریخی: همان فرد در زمان‌های مختلف ممکن است رفتار متفاوتی نشان دهد. به‌طور کلی: رفاه و ثبات منجر به تفسیرهای آرام‌تر و بحران، جنگ یا سرکوب منجر به برداشتهای تندتر می‌شود. شرایط بیرونی بخش‌های خاصی از ایدئولوژی را فعال می‌کند.

سوم – منافع شخصی و گروهی: گاه افراد از ایدئولوژی برای مشروعیت‌بخشی به منافع خود استفاده می‌کنند.
در این حالت، ایدئولوژی بیشتر یک ابزار قدرت است تا چارچوب باور.

چهارم – تفاوت‌های روان‌شناختی و شخصیتی: شخصیت افراد تعیین می‌کند از ایدئولوژی چه بخش‌هایی را جذب کنند: برخی ذاتاً برون‌ریز، سلطه‌جو یا پرخاشگرند برخی درون‌گرا، آرام و صلح‌جو. ایدئولوژی آینه‌ای می‌شود که فرد خود را در آن فرافکن می‌کند.

پنجم – سطح سواد و عمق شناخت: در هر ایدئولوژی برخی پیروان فهم دقیق و عمیق دارند برخی آگاهی سطحی و گزینشی دارند. این تفاوت فهم، تفاوت رفتار می‌سازد.

ششم – تجربه زیسته و هویت: فقر، تبعیض، خشونت، جنگ، تربیت خانوادگی یا بحران هویت فرد را مستعد خشونت می‌کند و دستاویز قرار دادن اصول ایدئولوژیک یکی از راه‌های توجیه آن به عنوان رفتاری انقلابی است.

سخن پایانی:

ایدئولوژی به خودی خود نه «شر مطلق» است و نه «خیر مطلق». ایدئولوژی‌ها ابزارهایی هستند که انسان‌ها برای فهم جهان و سازمان‌دهی کنش جمعی ساخته‌اند. خطر زمانی پدید می‌آید که ایدئولوژی به دگم، ابزار قدرت، یا پوششی برای خشونت تبدیل شود. و در مقابل، پیشرفت زمانی ممکن می‌شود که ایدئولوژی‌ها باز، قابل نقد و قابل اصلاح باقی بمانند. رفتار متناقض پیروان یک ایدئولوژی نیز نشان می‌دهد که انسان‌ها و شرایط اجتماعی، بسیار پیچیده‌تر از آن‌اند که یک چارچوب فکری بتواند به‌تنهایی رفتار آنان را تعیین کند.

ادمین وب‌سایت
در سال ۱۳۴۲ تو شهر هشجینِ استان اردبیل به دنیا اومدم. دکترای عمومی خودمو از دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه و دکترای تخصصی رو از دانشکده داروسازی دانشگاه اوترخت هلند گرفتم و در حال حاضر استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *