منوی دسته بندی

اگر «دین» نباشد!

👤 گودرز صادقی هشجین

این پرسش در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما در واقع یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های مربوط به انسان و جامعه است: اگر دین (نه فقط به‌عنوان نهاد، بلکه به‌مثابه مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و هنجارهای رسوب‌کرده) از زندگی اجتماعی حذف شود، چه چیزی از «انسانیت» باقی می‌ماند؟

🔹 فضیلت اخلاقی و نسبت آن با غریزه و تربیت دینی

انسان به‌طور غریزی کاملاً تهی از همدلی یا انصاف نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که حتی در سطوح ابتدایی، واکنش به رنج دیگری یا نابرابری وجود دارد. اما این گرایش‌ها محدود، ناپایدار و به‌شدت وابسته به موقعیت‌اند. غریزه، اخلاق نمی‌سازد؛ فقط امکان آن را فراهم می‌کند. انسانی که آموزش، زبان و تربیت اخلاقی نبیند، نه الزاماً شرور است و نه اخلاقی؛ بلکه پیشااخلاقی است. آنچه ما «فضایل متعالی» می‌نامیم (فداکاری برای غریبه، انصاف علیه منفعت شخصی، احساس مسئولیت در خلوت) در تاریخ بشر عمدتاً در بستر دین صورت‌بندی شده‌اند. دین این تمایلات خام را تعمیم داد، آن‌ها را قاعده‌مند کرد و به آن‌ها الزام اخلاقی بخشید. بسیاری از ارزش‌هایی که امروز بدیهی می‌پنداریم، مانند کرامت ذاتی انسان یا برابری اخلاقی، حتی در صورت بیان سکولارشان، بدون زمینهٔ دینی قابل تصور تاریخی نبوده‌اند.

🔹 تبعات حذف دین در بستر زمان

۱) اگر دین به‌طور کامل از زندگی اجتماعی حذف شود، در کوتاه‌مدت اتفاقی فاجعه‌بار رخ نمی‌دهد. جامعه همچنان کار می‌کند، قوانین اجرا می‌شوند و همکاری ادامه دارد. اما دلیل این تداوم، مصرف‌کردن از ذخیرهٔ اخلاقی گذشته است، نه تولید اخلاق جدید. در این مرحله، اخلاق به‌تدریج قراردادی‌تر و ابزاری‌تر می‌شود و این پرسش پررنگ‌تر به میان می‌آید که «چرا باید اخلاقی باشم وقتی به زیان من است؟»

۲) در میان‌مدت، با ظهور نسلی که نه فقط دیندار نیست بلکه تجربهٔ زیسته‌ای از دین هم ندارد، اخلاق به حداقل‌های حقوقی تقلیل می‌یابد. انسان‌ها قانون‌مند می‌شوند، اما الزاماً اخلاقی نه. فداکاری‌های غیرسودمند نادر می‌شوند و فضایل متعالی به استثناءهای قهرمانانه بدل می‌گردند، نه هنجارهای عمومی.

۳) در بلندمدت، خلأ امر متعالی خالی نمی‌ماند. انسان بدون معنا دوام نمی‌آورد. اگر دین کنار رود، جای آن با ایدئولوژی‌های شبه‌دینی پر می‌شود (ملت، نژاد، بازار، حزب) یا با نوعی نیهیلیسم نرم که در آن معنا با مصرف، سرگرمی و فناوری جایگزین می‌شود. در بهترین حالت، اخلاق به نظامی تکنوکراتیک تبدیل می‌شود که به‌جای پرسش از «خوبی»، تنها می‌پرسد «چه چیزی کار می‌کند».

نتیجه این نیست که دین همیشه انسان‌ها را خوب کرده است. تاریخ خلاف آن را نیز نشان می‌دهد. اما حذف کامل دین، انسان خوب را به استثناء تبدیل می‌کند. نه به این دلیل که اخلاق بدون دین ناممکن است، بلکه چون اخلاقِ جدا از امر متعالی ناپایدار است، به‌راحتی قربانی منفعت می‌شود و توان تولید فداکاری‌های بزرگ را از دست می‌دهد.

🔹 دین در جهان امروز

ما امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که از سرمایهٔ اخلاقی دین استفاده می‌کند، بی‌آن‌که مطمئن باشد این سرمایه قابل تجدید است. شاید مسئلهٔ اصلی زمانهٔ ما این نباشد که آیا به دین نیاز داریم یا نه، بلکه این باشد که بدون آن، چگونه می‌خواهیم انسان باقی بمانیم.

🔹 سخن پایانی

آن‌چه را که همین امروز «خوب» می‌انگاریم ماهیتی دینی دارد. اگر شما «خوب» هستید یعنی «دیندار» هم هستید، اگرچه خود بدان واقف نباشید. اگر دیگرانی که دم از دین می‌زنند فاقد خصلت‌های پسندیده هستند یعنی «بی‌دین» هستند و شوربختانه خود نیز آن را می‌دانند! دینداری به زبان نیست، به ذات و اعمالی است که خوشایند دیگران هستند.

ادمین وب‌سایت
در سال ۱۳۴۲ تو شهر هشجینِ استان اردبیل به دنیا اومدم. دکترای عمومی خودمو از دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه و دکترای تخصصی رو از دانشکده داروسازی دانشگاه اوترخت هلند گرفتم و در حال حاضر استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *