جنگیدن به خاطر حق دیگران

گودرز صادقی هشجین
اگر به انسان یا حیوانی حملهی فیزیکی شود، هر دو از خود دفاع میکنند. دفاع از فرزند، جفت و گاه دیگر بستگان نیز در انسان و حیوان رفتاری مشابه است. این واکنشها را میتوان ذیل «صیانت از نفس» توضیح داد؛ کنشهایی که ریشه در غریزهی بقا دارند و نه در انتخاب اخلاقی. از اینرو، چنین دفاعی—بهخودیخود—فاقد فضیلت است؛ زیرا نه حاصل آگاهی، بلکه پاسخ طبیعی به تهدید است.
اما انسان، در مرتبهای بالاتر، میتواند از حق دیگران نیز دفاع کند؛ آن هم نه فقط از نزدیکان خود، بلکه از فردی بیربط، بهویژه اگر زن، کودک یا حتی حیوانی در معرض ستم باشد. انسان سلیمالنفس، در چنین وضعی، وارد عمل میشود تا دفع شر کند. این کنش دیگر غریزی نیست، بلکه اخلاقی است. در میان حیوانات، دفاع از «حق بهطور مطلق»، جدا از منفعت مستقیم، رفتاری بعیدالوقوع است. پس آنچه انسان را در این جنبه متمایز میکند، نه دفاع از حق خود، بلکه دفاع از حق، فارغ از نسبت و نفع شخصی است.
در مبارزات صنفی و اجتماعی، در بیشتر موارد، هر گروهی از حق خود دفاع میکند: استادان، کارگران، زنان، مردم سرزمینهای اشغالشده، اقلیتهای دینی و قومی، و دیگر گروهها. این مطالبات، هر یک بهجای خود، قابل فهم و مشروعاند. اما رفتهرفته جنبشهایی که در برگیرندهی جمعیتهایی باشند که از حق عام یا حقوق دیگران دفاع میکنند، به محاق میروند. دفاع از حق مطلق جای خود را به دفاع از آب و نان خویش میدهد. همین است که جنبشها عقیم میمانند.
جامعه زمانی روی نجات و آسایش را خواهد دید که اغنیا از حقوق زحمتکشان مستمند دفاع کنند؛ زنان از حقوق مردان ستمدیده، مردان از زنان مظلوم و آسیبدیده؛ اکثریت حاکم از اقلیت محکوم؛ پزشک از حقوق بیمار، و… این همدلی و انصاف، اوج فضیلت انسانی است. انسان برای شکوفایی خود و جامعه و ساختن دنیایی بهتر باید از لاک خود بیرون آید، از طبقهی اقتصادی خود عبور کند و منافع شخصی و صنفی خویش را در اولویت نخست قرار ندهد تا صف خود را از صف حیوانات جدا کند. برای انسانِ مبارزِ متعال، اصل مبارزه نیست، بلکه آن چیزی است که برای آن مبارزه میکند.