منوی دسته بندی

آزادی و حقوق بشر از دیدگاه چپ سالم

گودرز صادقی هشجین

خدمتتان عرض کنم که: مارکسیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی در قرن نوزدهم توسط کارل مارکس و فریدریش انگلس پایه‌گذاری شد. هدف اولیه آن ایجاد جامعه‌ای بی‌طبقه و بدون استثمار، با تأکید بر آزادی‌های فردی و حقوق بشر بود. اما در طول تاریخ، جنبش‌های مارکسیستی بسیاری به دیکتاتوری تبدیل شده‌اند و اصول اولیه خود را فراموش کرده‌اند. در این کوته‌نوشت، به بررسی چهره‌هایی از مارکسیسم می‌پردازیم که تلاش کردند تا به اصول آزادی و حقوق بشر پایبند بمانند.

مارکسیسم و اصول آزادی: در تئوری مارکسیستی، آزادی تنها به معنای آزادی سیاسی نیست، بلکه به معنای آزادی از استثمار اقتصادی و اجتماعی است. مارکس به دنبال جامعه‌ای بود که در آن طبقات اجتماعی از بین بروند و مردم بدون سلطه‌ی اقتصادی، آزادی واقعی را تجربه کنند. همچنین مارکس به آزادی سیاسی به‌عنوان یک عنصر ضروری در جامعه سوسیالیستی تأکید داشت، به طوری که قدرت نباید به‌دست یک حزب خاص متمرکز شود.

شخصیت‌های مهم مارکسیست پایبند به آزادی: «رزا لوکزامبورگ» لهستانی یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان مارکسیستی بود که بر دموکراسی مستقیم و آزادی سیاسی تأکید داشت. او معتقد بود که هیچ حکومتی نباید به دیکتاتوری تبدیل شود، حتی اگر از سوی طبقات کارگر رهبری شود. «آنتونیو گرامشی» ایتالیایی نیز بر اهمیت هژمونی فرهنگی تأکید داشت و می‌گفت که تغییرات اجتماعی باید از طریق گفتگو و مشارکت مردم انجام شود، نه از طریق زور و سرکوب. «سالوادور آلنده» در شیلی، با شعار «سوسیالیسم دموکراتیک»، نخستین رئیس‌جمهور مارکسیست در تاریخ آمریکای لاتین بود که به اصول دموکراتیک و حقوق بشر پایبند بود. آلنده توانست با اصلاحات اجتماعی و اقتصادی مهم، نابرابری‌ها را کاهش دهد، اما با فشارهای داخلی و خارجی، و در نهایت کودتای نظامی در 1973، رژیمش سرنگون شد.

چرا چپ‌ها به دیکتاتوری تبدیل شدند؟ اگرچه آلنده، لوکزامبورگ و گرامشی هر یک در مسیر متفاوتی حرکت کردند، اما در بسیاری از جنبش‌های مارکسیستی، وقتی که قدرت در دست گروهی خاص متمرکز شد، به تدریج به دیکتاتوری تبدیل گردید. قدرت‌گیری رهبران مارکسیستی در بسیاری از کشورها مانند شوروی و چین، به سرکوب مخالفان و نقض حقوق بشر انجامید. این موضوع نشان می‌دهد که در نبود نظارت دموکراتیک و آزادی‌های فردی، حتی ایدئولوژی‌های انسانی مانند مارکسیسم می‌توانند به ابزارهایی برای کنترل و سرکوب تبدیل شوند.

خلاصه کلام این که: همان‌طور که بسیاری از ادیان به دست «کاسبان دین» به انحراف کشیده شده‌اند، به نظر می‌رسد که عقیده سوسیالیستی نیز به‌دلیل نداشتن نظارت کافی و فقدان تعهد به آزادی‌های فردی، در بسیاری از مواقع از مسیر اصلی خود منحرف شده است. بنابراین، در حالی که مارکسیسم و سوسیالیسم به‌طور کلی بر اساس اصول برابری، آزادی و حقوق بشر شکل گرفته‌اند، در عمل باید همواره مراقب بود که این ایدئولوژی‌ها به ابزارهایی برای سرکوب تبدیل نشوند. چپ سالم، نه تنها به پیروی از ایده‌های مارکسیستی در جهت عدالت اجتماعی و برابری، بلکه به رعایت آزادی‌ها و حقوق بشر نیز نیاز دارد. آزادی‌های فردی و حقوق مدنی باید همواره در مرکز هر جنبش و حکومتی باشند تا از انحراف به دیکتاتوری جلوگیری شود.

ادمین وب‌سایت
در سال ۱۳۴۲ تو شهر هشجینِ استان اردبیل به دنیا اومدم. دکترای عمومی خودمو از دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه و دکترای تخصصی رو از دانشکده داروسازی دانشگاه اوترخت هلند گرفتم و در حال حاضر استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *