آسانترین دین دنیا

گودرز صادقی هشجین
این روزها خیلیها از ادیان باستانی، از شمنها، از اینکاها، از معنویت بودیسم، از عرفانهای نوپدید، از زندگیهای پیشین و گذشتهی دینی خودمان سخن میگویند و از آنچه که امروز به عنوان دین داریم غافل شدهاند. قاطی شدن سیاست با دیانت و سوء استفاده از دین توسط قدرتمندان و قدرتمداران باعث خلط مبحث شده و اصل دین و خود اسلام در هالهای از ابهام ناشی از درگیریهای جهانی و منطقهای قرار گرفته است. یک بار با هم خیلی خلاصه و به زبان ساده ببینیم محمد پسر عبدالله (ص) با خودش چه دینی را برای ما آورده است. فرض کنیم که قبلا هیچ نمیدانیم و دینی نو بر ما عرضه شده است و آن دین این است:
برای پیوستن به این دین لازم نیست چیزی را ثابت کرد. این که پدر یا مادر یا هر دو مسلمان باشند یا نباشند فرقی نمیکند. برای مسلمان شمرده شدن تنها کافی است که فرد بگوید: «گواهی میدهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و محمد فرستادهی اوست». به همین آسانی! در حالی که مثلا برای یهودی بودن شرایطی گذاشته شده که بسیاری از یهودیان مهاجر در اسرائیل «یهودی واقعی» محسوب نمیشوند. در اسلام کسی حق تجسس در احوال خصوصی دیگران را ندارد و مسلمان شمرده شدن نیازمند انجام فرایض شخصی هم نیست تا چه برسد به این که مراسم خاصی در سطح جامعه از جمله غسل تعمید برگزار شود. در سیاهترین دوران تاریخ هم مامورین حکومتی حق ورود به منازل و نظارت بر زندگی شخصی مردم را نداشتهاند، در حالی که در دنیای مسیحیت قرون وسطی، استفاده از پرده برای مخفی کردن درون خانهها از بیرون ممنوع بوده است.
اصول مشترک و سه گانهی اسلام که مورد پذیرش تمامی مذاهب آن است از این قرار است: «توحید» (دنیا خدایی دارد و آن هم تنها یک خدا که دانا، توانا و نیکی مطلق است)، معاد (انسان در برابر اعمال خودش مسئول است و در سرای باقی نیز پاسخگوی آنها خواهد بود) و نبوت (خداوند پیامبران را برای هدایت بشر مامور کرده است). باور به خدای یکتا کار سختی نیست. باور به خدای واحد که شما میتوانید هر نامی رویش بگذارید خیلی معقولتر از خدایان متعدد رومیهاست. اگر ۱۴۰۰ سال پیش باور به برانگیختگی دوبارهی انسان معقول نمینمود، امروز با امکان شبیهسازی یک موجود زنده تنها با دسترسی به ژنوم او زنده شدن دوبارهی آدمی را باورپذیرتر میکند. آیا در مقابل چنین بینش و نگرشی، باور تناسخ یعنی این که من به خاطر زندگی گذشته ام که شاید روحم در جسمی شرور بوده مجازت شوم کودکانه به نظر نمیرسد؟ اگر گواهی در و دیوار و اعضا و جوارح در روز جزا برای پیشینیان محال مینمود، ثبت و ضبط و فراخوانی اطلاعات در فناوریهای ساختهی دست بشر امروز ما را مطمئن میسازد که چنین امری برای پروردگار چقدر ساده و آسان است.
مسلمان مجبور به انجام اعمال طاقتفرسا نیست. او بر خلاف بومیان امریکای پیشاکلمب مجبور نیست که سالانه قلب بیست هزار آدم را زنده زنده از تنش دربیاورد و به عنوان قربانی تقدیم خدایان کند. حتی، بر خلاف برخی ادیان سامی، نماز روزانهاش ساعتها به طول نمیانجامد و روزهاش هم ساده است. در آیین یهود، یک نوع از روزه که 8 روز در سال برپا داشته میشود 25 ساعت به طول میانجامد که در طی آن فرد مجاز به حرف زدن، خوردن، آشامیدن، مطالعه کردن و حتی جواب دادن به زنگ تلفن نیست. روزهی مسلمان تنها چند ساعت است و نیست مگر نخوردن و نیاشامیدن. زکاتی که میپردازد همان مالیات بر درآمدی است که در همه جای دنیا رایج است. اگر مایهدار باشد تنها یک بار در طول عمر باید به سفر حج برود. اگر توانایی داشته باشد در جنگ شرافتمندانه برای دفاع از خویشتن و میهن و آیینش «جهاد» میکند. «امر به معروف» و «نهی از منکر» نیز اعمال خیری هستند که امروزه به عنوان بخشی از وظایف اجتماعی انسان به رسمیت شناخته شده است. «تولی» و «تبری» نیز نیست مگر داشتن موضع سیاسی مشخص، نزدیکی به دوستان و دوری از دشمنان.
کشورگشاییهای اولیه برای تحمیل دین اسلام انجام نشده است. طبیعی است که در هر جنگی (از جمله کشورگشاییهای کوروش بزرگ) خشونت و درگیری و جرح و قتل اجتنابناپذیر است، ولی در نبردهای اولیهی مسلمانها، کشتار دستهجمعی اسرا، تعدی به زنان وکودکان و آتشزدن خانههای مردم جایی نداشته است. در ایران هم هیچ کس مجبور به پذیرش اسلام نبوده، مشروط بر این که جزیه پرداخت کند که مبلغی جایگزین زکات مسلمانها بود بعلاوه مبلغی برای معافیت از جنگ و جهاد توسط آنان. جزیه در ایران پیشااسلام هم بوده است و غیرزرتشتیان مجبور به پرداخت آن بودهاند.
نتیجه این که: اسلام دینی طاقتفرسا، غیرمنطقی و دور از فطرت آدمی نیست. بپذیریم که غنای آن بوده است که این همه آدم از چهارگوشهی جهان و با فرهنگهای مختلف را به خود جذب کرده است. قدر آن را بدانیم و آن را بیشتر کشف کنیم. حساب این دین منور از حساب کاسبان دین و کسانی که آن را به بازی گرفتهاند جداست.